گفت و گو با ملک جهان خزاعی طراح صحنه و لباس

ملک جهان خزاعی از قدیمی ترین و بهترین طراحان صحنه و لباس سینمای ایران محسوب می شود. از آن دست طراحان این سینما که علم،تجربه و هنر را در هم آمیخته و آثار متنوع و ارزنده ای را ارائه کرده است. آثاری چون شازده احتجاب،ملکوت،بلندی‌های صفر،عاشق فقیر، ضیافت،غزال،فصل پنجم،تولد یک پروانه،دو زن،صنم و ... که خزاعی در این گفت و گو به برخی از آن ها اشاره می کند. خزاعی که مادر رفیع پیتز (نویسنده و کارگردان) می باشد دو بار به خاطر فیلم های فیلم های بلندی های صفر و تولد یک پروانه،سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را ربوده است.

لطفاً قبل از هر چیز از سوابق تحصیلی و چگونگی آغاز فعالیت های هنریتان بگوئید. 
من تحصیل کرده انگلستان هستم. لیسانس هنرهای های زیبا و دکترای طراحی صحنه و لباس از دانشگاه لندن دارم. به دعوت دولت گذشته به ایران آمدم،برای این که در اپرای پوراندخت جایگزین طراح آلمانی در تالار رودکی شوم. اولین فیلمی که در ایران کار کردم،شازده احتجاب آقای فرمان فرما بود و در سلطان صاحبقران هم با مرحوم علی حاتمی روی لباس ها و تحقیقات این بخش کار کردم. بیشتر فعالیتم در قبل از انقلاب بر روی کار تئاتر متمرکز بود،چون شنیده بودم محیط سینما چندان مساعد نیست و فقط  دو کار آقای فرمان آرا (شازده احتجاب و سایه های بلند باد) و فیلم ملکوت به کارگردانی خسرو هریتاش را کار کردم. در تئاتر می توانم بگویم با اکثر بزرگان کار کرده ام. با آقایان نصیریان،رشیدی،انتظامی،جعفری،والی و تقریباً اکثر کارهای طراحی صحنه و لباس کارگردانان جوان را من انجام می دادم. طراحی اولین سریال رنگی تاریخی به اسم سمک عیار که کار آقای محمدرضا اصلانی بود را نیز من بر عهده داشتم.
 

در دانشگاه تهران چه تدریس می دادید؟ 
طراحی صحنه و لباس
 

در سال های بعد از انقلاب با چه فیلمی به کارتان در سینمای ایران ادامه دادید؟
اولین کسی که بعد از انقلاب من را دعوت کرد آقای حسینعلی لیالستانی بود. آمدم و با فیلم اول (بلندی های صفر) هم سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس جشنواره فجر را گرفتم و بعد از آن جوان تر ها من را شناختند. الان هم زندگی دائمی ام در فرانسه است. هروقت که به ایران می آیم قرارداد کار دارم و بعد از تمام شدن کار می روم. نه به خاطر این که آن جا را به این جا ترجیح می دهم،بلکه برای این که در آن جا،جا افتاده ام.  
 

شما از جمله معدود هنرمندان ایرانی هستید که در آن سوی آب ها نیز از سابقه حضور در سینما و تئاتر برخوردار هستید. تفاوت های این جا و آن جا را در چه می دانید؟
در کشورهای مختلفی در سینما و تئاتر کار کرده ام. در فرانسه،دانمارک،انگلیس،مسکو،آذربایجان و ... کار کرده ام ولی هیچ کجا برایم مثل ایران نیست. برای این که در این جا یک جورهایی خانوادگی کار می کنیم. یعنی سر صحنه فقط کار نیست و آدم ها با یکدیگر ارتباطات انسانی دارند. 
از همه نظر تفاوت هست. اولاً بحث بودجه است. در ایران تا چند سال پیش با دویست میلیون می شد یک فیلم ساخت. در آن جا با دو،سه میلیون یورو هم نمی شود فیلم ساخت. در آن جا حتی با رهگذر خیابان هم باید قرارداد ببندند،نمی توانند همین طوری دوربین را بگذارند و لانگ شات بگیرند. اگر دریک کافه کار می کنند از تک تک آدم ها اجازه می گیرند. بعد هم آدم ها تخصصی کار می کنند حتی آن کسی که مسئول وسایل صحنه است. روزی هم که طراحی تمام شد طراح حق ندارد به آن وسایل دست بزند. چون در اختیار آن هاست و او خودش می داند که چطور نگهداری کند. یک نمونه اش این است که لباس بازیگر هر شب شسته می شود،حتی وقتی تداوم دارد و باید لباس کثیف و گلی باشد. چون قسمتی که به تن بازیگر می خورد باید تمیز باشد،جامه دار عکس می گیرد،لباس شسته می شود و بعد آن قسمت را دوباره گلی می کنند.
ظاهراً تفاوت های اجرایی بسیار است.
اصلاً نمی توانید بگوئید چیزی مشابه ایران در آن جا وجود دارد،حتی برای کارهای کوتاه. ولی چیزی که در سینمای ایران فوق العاده است این است که با این همه مشکلات،با بودجه کم،با آدم های غیر متخصص،خود محتوای کار بی نظیر است. کارهای ما انسانی است و محدودیت هایی مثل حجاب به جای این که به ضرر فیلم ها باشد به نفع فیلم ها تمام می شود. چون کارگردان ها یاد گرفته اند چطور محدودیت ها را دور بزنند.
 

در سینمای ایران با چه کارگردانانی کار کردید؟
تقریباً با خیلی از کارگردانان کار کرده ام. از قدیمی ها فرمان آرا و حاتمی و بعدها با آقایان ملاقلی پور،مجیدی،راعی،لیالستانی،تهمینه میلانی و ... همکاری کردم.
با پسرتان آقای رفیع پیتز چطور؟
با پسرم که در همه کارهایش بوده ام ولی نه برای این که مادرش هستم. برای این که خودش می گوید حضور تو در فیلمم ضروری است و کار طراح دیگری را نمی پسندم. الان برای فیلم بعدیش که در آمریکاست با وجودی که من آمریکایی نیستم و مجوز کار در آن جا را ندارم،با هزاران زحمت مقدمات حضور من در آن جا را دارد فراهم می کند.
 

آیا تمایل نداشتید در فیلم های مربوط به دفاع مقدس حاضر باشید؟
قرار بود با آقای حاتمی کیا سریال خاک سرخ را کار کنم ولی نشد. حتی طرح های دکور و لباس ها را هم داده بودم ولی مشکلی پیش آمد که ترجیح دادند با یک مرد کار کنند. ولی فیلم جنگی هیچ وقت از من نخواستند کار کنم. یک دفعه به آقای ملاقلی پور گفتم یک بار هم مرا ببرید که جنگ را باور کنند و این قدر شعاری کار نشود. به هر حال اگر مجموع زندگی ام را حساب کنید شاید بتوان گفت یک سوم آن را ایران بوده ام. ولی برای من ایران هر چی که پیش بیاید،مملکتم است و از این که در ایران کار کنم افتخار می کنم،با وجود این که شرایط سخت است و دستمزدها را نمی دهند.
در طول این سال ها حتماً خاطرات شیرینی از همکاری با کارگردانان نامدار سینمای ایران دارید. لطفاً چند نمونه را ذکر کنید.
یادم هست با آقای کیمیایی فیلم ضیافت را کار می کردم. صحنه ای داخلی بود که برای بازیگرش دلیلی برای حجاب آن خانم نبود. گفتم که این می تواند با حوله و دستگاه بخور باشد. وقتی شیشه شکسته می شود بالطبع این حوله روی سر آن خانم هست. این یک راهی بود.
اولین سریالی که بعد از بازگشت دوباره به ایران انجام دادم خانه سبز بود. کاری که قبل از پخش،صدای همه درآمده بود که اگر شما این همه رنگ در طراحی ها بگذارید،تلویزیون هیچ تصویری پخش نمی کند. کاری که در نهایت بدون مشکل پخش شد و تازه فهمیدند که آدم ها می توانند بدون مشکل خاصی لباس های رنگی بپوشند. روزی که به بازار رفتم و دیدم این ها را به عنوان روسری خانه سبز می فروشند و آدم ها می خرند خیلی خوشحال شدم. انگار ناگهان رنگ به خیابان ها آمد. حتی رفت روی سر گوینده خبر که با مقنعه قرمز خبر می خواند. برای این که وقتی شما رنگ را می گیرید افسردگی می آورد. 
نمایش شب هزار و یکم را با آقای بیضایی کار کردم. آقای بیضایی می گفتند که من چطوری دختران جمشید را با حجاب نشان بدهم؟ در آن موقع اصلاً اسلام نبوده و اجازه استفاده از کلاه گیس هم نمی دهند. وقتی به آقای بیضایی گفتم که من این مشکل را حل می کنم ایشان گفت تو چکار میخواهی بکنی؟ میخواهی گونی به سر این ها کنی؟ من گفتم به من بسپارید. با ابریشم و وسایل دیگر بافته هایی درست کردم که سکه نیز همراهش بود. قضیه به راحتی حل شد و کار زیبایی هم از آب درآمد. همیشه حل می شود و ما یاد گرفته ایم که چطور حل کنیم.
 

چقدر با جدایی و تفکیک طراحی صحنه و طراحی لباس موافق هستید؟
به نظرم جدایی طراحی صحنه و لباس اشکالی ندارد اگر یک نفر تصمیم آخر را بگیرد. اصطلاح مدیر هنری در این جا به غلط استفاده می شود،مدیر هنری وقتی نیاز است که چندین طراح باشند. مدیر باید زیردست داشته باشد و در واقع طراح صحنه،طراح لباس،طراح اکسسوار زیر نظر او کار می کنند. در صورتی که در فرنگ مدیر هنری یک آدم اجرایی است ولی طراح یه آدم خلاق است. در این جا من اولین مدیر هنری بودم. در مختارنامه آقای شاه ابراهیمی مدیر هنری بود ولی طراح لباس داشتند. آقای رامین فر دوست دارند که طراح لباس جدا باشد ولی زیر نظر ایشان کار کند. سر فیلم استرداد آقای عابدینی طراح لباس بود ولی زیر نظر مدیر هنری کار می کرد.
 

طراحی لباس فیلم ها و سریال های تاریخی چه تفاوت هایی با سایر آثار دارد؟
لباس قاجار را امروز اگر پیدا کنید و تن یک نفر کنید اصلاً جالب نیست. برای این که شانه ها باریک بوده و همه شکم داشته اند. حالا این ممکن است برای لباس مردها زیاد اهمیت نداشته باشد ولی اگر مثلاً چنین لباسی بر تن خانم زری خوشکام می کردیم،خنده دار می شد. شما عکس های دوره قاجار را می بینید اصلاً جالب نیست. طراح می آید اصل قضیه را می گیرد که مثلاً لباس قاجاری پشتش چین داشته،سردوزی داشته،تا بالای زانو بوده و ... و بقیه اش بستگی به زمان دارد. اگر شما دارید در زمانه ای کار می کنید که چشم مردم عادت به اپل دارد،اگر برای یکی شانه باریک بگذارید به نظر زشت می آید. این در مورد لباس های فرنگی هم هست.  مثلاً یک آدمی که قدش کوتاه است اگر لباس های این را چندین تکه کنید مثلاً یک جلیقه،یک دامن و ... بگذارید این بیشتر کوتاه می شود. خطوطش باید کشیده باشد. من یادم است برای فیلم فصل پنجم بعد از تست همه بازیگران،بهترین آدمی که ممکن بود بتواند این نقش را بازی کند خانم رؤیا نونهالی انتخاب شد. خانم نونهالی کوتاه اندام است در حالی که این شخصیت،یک دختر رشید و تفنگ به دست بود که باید وقتی راه می رود صلابت داشته باشد. یک دامن برایش درست کردم که 64 تکه بود و این شد که در حرکت شما فکر می کنید چه قد و بالایی دارد رد می شود. ایشان وقتی در فرانسه برای دریافت جایزه بهترین بازیگر زن به روی صحنه رفت گفتند چرا خودش نیامده است. چون دیدند یک آدم کوچولو بالا رفته است. البته بازی اش هم بی نظیر است و خودش هم این را خوب در آورده است.
در طراحی لباس معاصر نیز اگر این ها را در نظر بگیریم هماهنگ و چشم نواز است. آدمی که بالاتنه کوتاه یا پاهای کوتاه دارد نباید تا کمر لباس بپوشد. باید جوری این را پنهان کرد.
 

درباره نوع پوشش و لباس های هنرمندان زن و مرد ایرانی در جشنواره های خارجی چه نظری دارید؟
من یک بار برای گلشیفته فراهانی در فرش قرمز طراحی کردم که لباسش را همه می خواستند بخرند. لباسی کاملاً ایرانی که چیزهایی در آن رعایت شده بود. موقعی بود که اشک سرما را بازی کرده بود و من در این فیلم برایش طراحی کرده بودم. برای آن فیلم آقای حمیدنژاد تعدادی لباس کردی از کردستان آورده بودند که خواستند بر اساس آن طراحی کنم. من قبول نکردم و گفتم کردها دیگر در عروسی لباس کردی می پوشند. این لباس یک چوپان نیست و من باید طراحی کنم. خود گلشیفته به من گفت برای کن میخواهم لباسی بپوشم که همه بگویند این را از کجا آورده ای. ولی در جاهای دیگر این اتفاق نمی افتد. مثلاً برای طراحی لباس خانم حاتمی در روی فرش قرمز گفته بودند چون جدایی نادر و سیمین است،باید لباس عروس تنت کنی که بشود وصل شدن نادر و سیمین! به نظر من کار خوبی نبود. برای این که لباس هویت آدم است. شما به هر حال از ناکجاآباد که نیامده اید. می خواهید بگویید برای جایی هستید که کلی تاریخ و فرهنگ پشتش است. اگر در ایران جا بیفتد بازیگری که برای جشنواره فجر،برلین و ... می رود،به عنوان نماینده کشور می باشد. ما هم مثل هندی ها می توانیم لباس هایمان را صادر کنیم،می توانیم شوی نمایش لباس بگذاریم و حتی تولید کار کنیم. ولی متاسفانه یکسری کسانی که مثلاً لباس محلی می دوزند یک چیزهای عجیب و غریبی تولید می کنند که زیبایی هم ندارد.
 

ارتباط بین طراح لباس و خیاط باید چگونه باشد؟
این ارتباط خیلی مهم است برای این که خیاط های ما آن قدر از روی طرح نمی توانند بروند که از روی نقشه ی طرح می روند. خیلی تنگاتنگ باید کار کنند برای این که اگر خیاط قابلی نباشد لباس ها افتضاح می شود. مهم ترین چیزی که هست اتفاقاً مجری است. طراح رنگ و فرم را انتخاب می کند ولی اگر خیاط بد دربیاورد کار طراح به درد نمی خورد. اکثراً هم خیاط ها چرخ های خیاطی و اتوها را به دفاتر می آورند و برای انجام بهتر و سریع تر کار در آن جا به کار می پردازند.
 

شرکت هایی مثل کاچیران چطور می توانند در این زمینه تاثیرگذار باشند؟
من فکر می کنم شما باید با تهیه کننده ها ارتباط برقرار کنید. برای یک کار بزرگ سینمایی یا تلویزیونی مثل همین پروژه کوروش که در دست تهیه و تولید است باید با تهیه کنندگان ارتباط برقرار کنید و در قبیل این آثار سرمایه گذاری کنید. شما می توانید بگوئید که ما یک چرخ صنعتی در اختیارتان قرار می دهیم و بقیه چرخ ها را هم به نوعی در اختیارشان قرار دهید تا بتوانید به نوعی محصولاتتان را در قالب فیلم یا سریال تبلیغ کنید.

 

نظرات